X
تبلیغات
ادبستان فارسی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در جمعه بیست و دوم فروردین 1393 و ساعت 20:41 |
با توجه به درخواست تعدادی از دانش آموزان مبنی بر معرفی کتاب جهت شرکت در کنکور کتاب های کمک درسی آیینه تمام نمای ادبیات فارسی تالیف دکتر علی سلطانی گردفرامرزی معرفی می گردد.

همان طور که مسنحضرید دکتر علی سلطانی گردفرامرزی استاد مسلم ادبیات ومولف کتب درسی دبیرستان وجزو هیئت تالیف سوالات سازمان سنجش می باشند  اخیراْآقای دکتر سلطانی با همکاری انتشارات مبتکران اطلاعات چندین ساله خود در ارتباط با سوالات کنکوری را در چهار جلد باعنوان آیینه تمام نمای ادبیات فارسی به چاپ رسانده اند . ویژگی های کتاب:

-معنی تمام واژه ها.جمله ها وبیت ها بدون استثنا

-توضیح همه ی آرایه های ادبی در جای خود

-خلاصه کردن درآمدها

-آزمون فراگیر وکامل درمورد معانی واژه ها.عبارت ها.آرایه ها. تاریخ ادبیات واملای واژه ها

-آزمون معنی واژه ها .املای واژه ها وتاریخ ادبیات .به ترتیب دروس

-آزمون تشریحی نیمسال اول ودوم مطابق امتحان های فراگیر

-پاسخ تشریحی تمامی آزمون ها

همچنین در خصوص رشته انسانی کتابی با عنوان آموزش وآزمون ادبیات تخصصی به چاپ رسانده اند که در واقع ۴ کتاب در یک کتاب می باشد.

امید است که این خدمت ناچیز مورد توجه وقبول همکاران ودانش آموزان گرامی قرار گیرد.

 

+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در جمعه بیست و دوم فروردین 1393 و ساعت 13:23 |

«  بهشت   »

 

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت            هر کجا وقت خـوش افتـاد همان جاست بهشت

 

دورخ از تیـــــــــرگی بخت درون تـــــــــــــو بــود             گر درون تیــره نباشد همه دنیــــاست بهشت

(صائب تبريزي)

«  ای مفتی شهر  »

ای مفتــــــــی شهـــــــــــر از تــــــو بیــدارتـــــریــــم          بــا ایـــــن همـــــه مستی ز تــــو هشیارتـــــریــــم

تـــو خـــون کســــــان نوشـــــی و مــــا خـــون رزان          انصـــــــــــاف بـــــــــــده کــــــــــــدام خونخــــوارتریم



گوینـــد کســـان بهشت بـا حــــــــــور خــوش است          مــن می گویـــــــــم کــه آب انگــــــور خــوش است

ایـــن نقـــــــد بگیــــــر و دست از آن نسیـــه بـــــدار          کـــــــآواز دهـــــــــل شنیــــــدن از دور خــوش است


این می چه حرامیست که عالم همه زان میجوشد          یــــک دستــــه بـه نــــــابــــودی نــــامش کوشنــــد

آنـــــان کـه بـــــر عاشقــــــان حــــــرامـش کردنــــــد          خــــود خلــــــوت از آن پیـالـــــه هـــا مـی نوشنــــد


آن عاشق دیوانه کـه این خمار مستـــی را سـاخت          معشــــوق و شـــراب و مــــی پرستـــی را سـاخت

بـــی شـــک قـــــدحــی شــــراب نوشیـــــد و  از آن          سـر مـست شــد ایــن جهــان هستــی را سـاخت


(خيام نيشابوري)

+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در یکشنبه هفدهم فروردین 1393 و ساعت 22:20 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 و ساعت 21:8 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 و ساعت 9:32 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در یکشنبه دهم فروردین 1393 و ساعت 14:37 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در جمعه شانزدهم اسفند 1392 و ساعت 11:44 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 و ساعت 23:8 |
معني ابيات غزل سعدي( در آن نفس که بميرم)

غزل حافظ( دل مي رود زدستم)

قصيده باغ عشق( سنايي)




ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 و ساعت 21:56 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در جمعه یازدهم بهمن 1392 و ساعت 19:32 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در شنبه بیست و یکم دی 1392 و ساعت 20:20 |

سلام
میخواستم بپرسم که اگر دو کلمه ازهر نظر مثل هم باشند (تلفظ-معنی) بازم سجع هستند ؟

جواب همان طور که مستحضريد سه نوع سجع داريم:

1-سجع متوازي

2-متوازن

3-مطرّف

واگر در پايان قرينه ها در نثر مسجع کلماتي بياييند که عيناً نوشته شوند وتلفظ آن ها يک سان باشد ، سجع نمي باشند وبايد جناس تام محسوب کرد مثال از گلستان سعدي:

دين به دنيا فروشان خرند يوسف بفروشند تا چه خرند.

خرند وخرند جناس تام مي باشد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در جمعه بیستم دی 1392 و ساعت 18:4 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در شنبه هفتم دی 1392 و ساعت 19:26 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در شنبه هفتم دی 1392 و ساعت 14:40 |

فريدون مشيري
وطنـــــم...!

آفتابت

     - كه فروغ رخ «زرتشت» در آن گل كرده‌ست

آسمانت

      - كه ز خمخانه «حافظ» قدحي آورده‌ست

كوهسارت

      - كه بر آن همت «فردوسي» پر گسترده‌ست

بوستانت

       - كز نسيم نفس «سعدي» جان پرورده‌ست

                                    همزبانان من‌اند.

مردم خوب تو، اين دل به تو پرداختگان

سر و جان باختگان، غير تو نشناختگان

پيش شمشير بلا

                 قد برافراختگان،سينه سپرساختگان

                                     مهربانان من‌اند.

نفسم را پر پرواز از توست

به دماوند تو سوگند كه گر بگشايند

بندم از بند ببينندكه:

                    آواز از توست!

همه اجزايم با مهر تو آميخته است

همه ذراتم با جان تو آميخته باد

خون پاكم كه در آن عشق تو مي‌جوشد وبس

تا تو آزاد بماني

               به زمين ريخته باد

+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 و ساعت 22:43 |

يلــــدا بر همكاران عزيزم مبارك

هر دیـو پلیــد و پست زندانی باد

از عشق به کویتــان فــراوانی باد

نور و غـزل و چــای و انار و لبخند

   آذیـن شــب بلنـــــد ایـرانــی باد ...


+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 و ساعت 22:40 |

درخت گيسو
     درس هفتم ادبيات فارسي 2، بند هشتم چنين است:

     " غلام شما محمد تقي مال آورده؛ زير درخت گيسو منتظر ما نشسته. يك جوالِ پر بابت كرايه مي گيرد."

      در کتاب سووشون اثر سیمین دانشور ص 276  آمده است: "زری بلند شد و نشست و گفت: زیر درخت گیسو ایستاده بودم و برای سیاوش گریه می کردم حیف که من گیس ندارم وگرنه گیسم را می بریدم و مثل آن های دیگر به درخت آویزان می کردم."در ص 277 :"زری توضیح داد: اول بار که درخت گیسو را دیدم از دور خیال کردم درخت مراد است و لته ی کهنه سیاه و زرد و قهوه ای به آن آویزان کرده اند. اما گیس زن های جوانی است که شوهرانشان جوانمرگ شده بود...یا پسرهایشان یا برادرهایشان."

 پس منظور از درخت گيسو درختی است که دختران جوان به علت از دست دادن شوهر یا وابستگان موهایشان را به آن می بستند.

+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در سه شنبه نوزدهم آذر 1392 و ساعت 20:5 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در دوشنبه هجدهم آذر 1392 و ساعت 17:49 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در دوشنبه هجدهم آذر 1392 و ساعت 12:45 |

به گزارش خبرنگار یزد رسا از اشکذر، دکتر محمد حسین پاپلی یزدی جغرافیدان، محقق و نویسنده برجسته ایرانی، در نشستی با اهالی شعر و ادب شهرستان اشکذر به بیان تجربیات وخاطراتش پرداخت و در پایان با میزبانان خود عکس یادگاری گرفت.

IMG_0031

+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در جمعه پانزدهم آذر 1392 و ساعت 17:18 |

باسمه تعالی

اداره کل آموزش و پرورش استان یزد

گروه تکنولوژی و گروه های آموزشی دوره متوسطه

فراخوان آثار علمی زبان و ادبیات فارسی

 

گروه زبان و ادبیّات فارسی استان در راستای برنامه عملیاتی دبیرخانه راهبری کشوری درس زبان و ادبیّات فارسی، در نظر دارد اقدام به فراخوان آثار علمی دبیران زبان و ادبیّات فارسی استان نماید. لذا از همکاران محترم درخواست می شود آثار ارزشمند خود را در زمینه های زیر به گروه زبان و ادبیّات فارسی ارسال نمایند.

موارد فراخوان :

1- ارسال مقاله در زمینه نقد و بررسی کتاب های عمومی و تخصصی دوره ی پیش دانشگاهی(پایه چهارم)تا پایان بهمن ماه 92

2- ارسال سوالات استاندارد پایان سال از پایه های اوّل و دوم و یا سایر پایه ها برای شرکت در مسابقه ی طراحی سوال برترتا پایان آذر ماه 92

3- ارسال مقاله علمی در زمینه زبان و ادبیّات فارسی برای درج در مجله ي پویه

4- ارسال نمونه سوالات مفهومی و استاندارد از کتاب های درسی زبان و ادبیات فارسی در کلیّه پایه ها

شرایط ارسال آثار :

1- فایل ارسالی در قالب لوح فشرده (CD) ارسال گردیده و از ارسال مطالب پرینت شده بدون فایل خودداری شود.

2- مشخصّات کامل فرستنده اثر علمی ضمیمه اثر باشد.

3- از ارسال مطالب کپی برداری شده از اینترنت خودداری شود.

 

لازم به ذکر است سوالات استاندار پایان سال پایه های اوّل و دوم و سایر پایه ها به دبیرخانه راهبری زبان و ادبیّات فارسی ارسال گرديده و نفرات برگزیده معرّفی خواهند شد.

همچنین مقالات برگزیده در زمینه ی نقد و بررسی کتاب های عمومی و تخصصی دوره پیش دانشگاهی برای شرکت در مسابقه به دبیرخانه ی راهبری زبان و ادبیات فارسی ارسال می گردد.

 

 

 

                                                                                        گروه آموزشی درس زبان و ادبیّات فارسی استان یزد

 

+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در جمعه یکم آذر 1392 و ساعت 21:18 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 و ساعت 10:28 |
دوست گرامي آقاي دانيار فرهي فر شاعر این شعر را از حقير طلب کرده بود   که به گفتهٔ ایشان در کتابهای فارسی دبستان  حدود 35 سال پيش چاپ شده بوده و بزرگترها از آن خاطره دارند. شاعر اين شعر زنده ياد پروين اعتصامي مي باشد.

گفت با جوجه مرغکی هشیار

که ز پهلوی من مرو به کنار

گربه را بین که دم عَلَم کرده

گوش ها تیز و پشت خم کرده

چشم خود تا به هم زنی بَرَدت

تا کله چرخ داده‌ای خوردت

جوجه گفتا که مادرم ترسوست

به خیالش که گربه هم لولوست

گربه حیوان خوش خط وخالیست

فکر آزارجوجه هرگز نیست

سه قدم دورتر شد از مادر

آمدش آنچه گفته بود به سر

گربه ناگاه ازکمین برجست

گلوی جوجه را به دندان خست

برگرفتش به چنگ و رفت چو باد

مرغ بیچاره از پیش افتاد

گربه از پیش و مرغ از دنبال

ناله‌ها کرد زد بسی پر و بال

لیک چون گربه جوجه را بربود

نالهٔ مادرش ندارد سود

گر تضرع کند وگر فریاد

جوجه را گربه پس نخواهد داد

+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 و ساعت 19:22 |
بر چنين دختري به آزادي          اختيارت کنم به دامادي


آزادي به معني سپاس گزاري وتشکر


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در یکشنبه نوزدهم آبان 1392 و ساعت 21:22 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 و ساعت 6:22 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در دوشنبه سیزدهم آبان 1392 و ساعت 9:59 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در یکشنبه پنجم آبان 1392 و ساعت 21:2 |
سعدی
 

سرهنگ زاده ای را بر در سرای اغلمش دیدم که عقل و کیاستی و فهم و فراستی زاید الوصف داشت هم از عهد خردی آثار بزرگی در ناصیه او پیدا

بالای سرش ز هوشمندی

می‌تافت ستاره بلندی

فی الجمله مقبول نظر سلطان آمد که جمال صورت و معنی داشت و خردمندان گفته‌اند توانگری به هنرست نه به مال و بزرگی به عقل نه به سال ابنای جنس او بر منصب او حسد بردند و به خیانتی متهم کردند و در کشتن او سعی بی فایده نمودند

دشمن چه زند چو مهربان باشد دوست

ملک پرسید که موجب خصمی اینان در حق تو چیست؟ گفت در سایه دولت خداوندی دام مُلکُه همگنان را راضی کردم مگر حسود را که راضی نمی‌شود الاّ به زوال نعمت من و اقبال و دولت خداوند باد

توانم آنکه نیازارم اندرون کسی

حسود را چه کنم کو ز خود به رنج درست

بمیر تا برهی ای حسود کین رنجیست

که از مشقت آن جز به مرگ نتوان رست

شور بختان به آرزو خواهند

مقبلان را زوال نعمت و جاه

گر نبیند به روز شپّره چشم

چشمه آفتاب را چه گناه

راست خواهی هزار چشم چنان

کور بهتر که آفتاب سیاه

+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در پنجشنبه دوم آبان 1392 و ساعت 10:42 |

غنچه ای مغرور بودم
وقتی گل شدم بیشتر به خود می نازیدم.
صاحبخانه یک رقیب روبه رویم قرار داد :
از حسادت پژمرده شدم .
ولی هر وقت گلبرگی از من می افتاد یکی از گلبرگهای او نیز به نشانه ی رفاقت می افتاد.
تا بالاخره هر دو به یک گلبرگ رسیدیم.
صاحبخانه آئینه را از مقابلم برداشت و من نتوانستم مردن خود را ببینم..../

همیشه شاد شاد باشیییید و از رذایل اخلاقی بدور

+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در چهارشنبه یکم آبان 1392 و ساعت 17:27 |
غزل زیبا از حضرت مولانا تقدیم خوانندگان ادبستان


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا هاتفی در چهارشنبه یکم آبان 1392 و ساعت 17:17 |