نام های اصیل ایرانی که با حرف به آغاز می شود
كــوچـــه
سروده "هما میرافشار"
(پاسخی به اثر فریدون مشیری)
كــوچـــه
اثری ماندگار از زنده یاد فریدون مشیری
شعری از شاطر عباس قمی
شعری از شاطر عباس قمی
پاسخ به دو سوال
1- چرا به شهید بلخی عنوان « شهید» داده اند؟
جواب: نام اصلي او ابولحسن شهيد بن حسين جهودانکي بلخي است که به شهيد بلخي مشهوراست.
سوال2- چرا به خواجوی کرمانی نخل بند شاعران گفته اند؟
درجواب روایت های بسیاری گفته شده وازجمله در کتاب تاریخ ادبیات سوم می خوانیم بخاطر هنرنمایی هایش
در شعر به او لقب نخل بند شاعران داده اند اما عبدالحسین زرین کوب در کتاب « دیدارباکعبه ی جان » چنین
می نویسد: « خواجوی کرمانی را ظاهراً معاصرانش ازباب طنز، نخل بند شعرا می خواندند به سبب آن بوده که
همه گونه شعر را مثل نمونه های کاراستادان می ساخته ، اما نخل مومی او لذت حلاوت خرمای واقعی را
نداشته است پس این عنوان مدح خواجو نیست» (زرین کوب 1378: دیداربا کعبه ی جان .ص 123)
تفسیر دوبیت پایانی شعرحافظ"دل می رود ز...( ادبیات دوم)
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند / ساقی بده بشارت رندان پارسا را
در نسخه ی دکتر خانلری به جای خوبان پارسی گو ، )ترکان پارسی گو ( آمده که هنرمندانه تر به نظر می رسد و با سیاق کلام حافظ مناسبت بیشتری دارد . چرا که ترک زیبارویی که فارسی سخن بگوید نمکین تر است از زیبارویی فارسی زبان که فارسی سخن بگوید . استاد خرمشاهی در کتاب گرانقدر حافظ نامه در این مورد می گوید : به دلایلی ( ترکان پارسی گو) مناسب تر است :
الف ) خوبان فارسی و ایرانی خواه و ناخواه پارسی گو هستند و این فی نفسه فضیلتی برای آنان نیست . بلکه حتی نوعی حشو است . لطف معنی در این است که سخن از زیبارویانی باشد که علاوه بر هنر زیبایی از هنر پارسی گویی نیز بهره مند باشند .
ب ) دلیل دوم در کلمه ی (پارسا) در همین بیت؛ یعنی در ( رندان پارسا) نهفته است . در اینجا پارسا به معنی پرهیزگار و پاکدامن نیست . زیرا رند با صفاتی که در حافظ دارد ، نمی تواند پارسا باشد . بلکه به معنی پارسی ، یعنی فارسی ( اهل فارس )است . حافظ در جایی دیگر هم این کلمه را به معنی پارسی به کار برده است : تازیان را غم احوال گرانباران نیست / پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
و علامه ی قزوینی تصریح کرده است : پارسایان یعنی اهل پارس در مقابل تازیان . حال اگر ضبط ترکان پارسی گو را اصل بگیریم به قرینه ی ترکان ، پارسا در مصراع دوم اهل فارس می شود. و آن وقت دیگر تناقض بین رند و پارسا هم برطرف می شود .هرچند هم چنان در ظاهر کلام این تناقض باقی می ماند و البته مستحسن هم هست .