شرح یک بیت  باکم از ترکان تیرانداز نیست           طعنة  تیرآورانم می کشد  حافظ

 

به نام خدا

شرح یک بیت

باکم از ترکان تیرانداز نیست           طعنة  تیرآورانم می کشد

حافظ

انداز: انداز.[ اَ ] (اِمص ) به معنی مصدر است که انداختن باشد. (از برهان قاطع). عمل انداختن . (فرهنگ فارسی معین ).

- بارانداز ؛ آنجا که بار فرود می آورند: بارانداز کشتی .

- پاانداز ؛ آنچه بزیر پا می اندازند. و رجوع به پاانداز شود.

- || قواد، دلال محبت . جاکش . (از فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).

- پس انداز ؛ صرفه جویی . کنار گذاشتن پولی از روی درآمد. (فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).

- پشت هم انداز ؛ حقه باز. و رجوع به همین ماده در حرف پ شود.

- پشت هم اندازی ؛ حقه بازی . حیله گری . تزویر. و رجوع به همین ماده در حرف «پ » شود.

- پشت هم اندازی کردن ؛ پشت هم انداختن . (از فرهنگ فارسی معین ).

- پیش انداز ؛ آنکه پیش اندازد. آنکه سبقت دهد. (از فرهنگ فارسی معین ).

- || کسی که بجلو راند. (از فرهنگ فارسی معین ).

- || پارچه ای که در وقت طعام خوردن بروی زانو گسترند. دستارخوان : یک عدد صراحی نقره مملو از رواح ریحانی ... با پیالة طلا و پیش انداز زربفت از پی او فرستادند. (عالم آرا ج 2 ص 624)(از فرهنگ فارسی معین ).

- || رشتة جواهر که زنان از گردن آویزند و در پیش سینه قرار دهند. (فرهنگ فارسی معین ).

 

 

معنی واژه ترک

 

ترک . [ ت ُ ] (ص ، اِ) نقیض تازیک باشد. گویند ترکان از اولاد یافث بن نوح اند. (برهان ). نام طایفه ای است در ترکستان که تاتار و مغول و سایر اتراک از آن طایفه اند و زبان ایشان معین است . (انجمن آرا) (آنندراج ). گروهی از اولاد یافث بن نوح . (ناظم الاطباء). نام قومی منسوب به ترک که مردی بود از فرزندان نوح علیه السلام . (غیاث اللغات ). ج ، اتراک . (ناظم الاطباء). نقیض تازیک طایفة بزرگی از طوایف انسانی را گویند. ج ، ترکان . (ناظم الاطباء). نام ترک بعنوان قومی بدوی نخستین بار در قرن ششم میلادی دیده میشود. در همان قرن ترکان دولتی نیرومند و بدوی تأسیس کردند که از مغولستان و سرحد شمالی چین تا بحر اسود امتداد داشته است . مؤسس حکومت مزبور که چینیان او را «تومن » نامند. در کتیبه های ترکی بومن در سال 552 م . درگذشت و برادرش «ایستامی » (در طبری ج 1 ص 895 و896: سنجبوخاقان ) که در مغرب فتوحاتی کرده ، ظاهراً تا سال 576 م . زیسته است این دو برادر گویا از آغاز مستقل از یکدیگر حکومت می کردند. چینیان از دولت مزبور بنام امپراطوری ترکان شمال و مشرق یاد کرده اند. درسال 581 م . تحت نفوذ سلسلة چینی «سویی » این دو امپراطوری بطور قطع از یکدیگر جدا شدند و بعدها هر دو تابع سلسلة چینی «تانگ » (618 - 907 م .) گردیدند. در حدود سال 682 م . ترکان شمال موفق شدند استقلال خود را بدست آورند. دربارة روابط این ترکان قدیم و اخلاق آنان بحث های بسیار شده است ... برای اطلاع بیشتر رجوع به دائرة المعارف اسلام ذیل ترک شود. سلسله های ترک که در ایران دورة اسلامی سلطنت کرده اند غزنویان (351 - 555 هَ . ق .) سلجوقیان (429 هَ . ق . - اواخر قرن ششم ) خوارزمشاهیان (470 - 628 هَ . ق .) (از حاشیة برهان چ معین )

معنی واژه طعنه زدن

 

طعنه زدن . [ طَ ن َ / ن ِ زَ دَ] (مص مرکب ) عیبجوئی کردن . || مجازاً، توبیخ و سرزنش کردن . بد گفتن . خرده گرفتن

معنی بیت:

من هیچ گونه ترسی از ترکان جنگاور وجنگجو ندارم واز آن ها نمی ترسم ولی زخم زبان دشمنان وطعنه زدن های آن ها مرا از پا در می آورد ومی کشد.

۱۹ فروردین، فروردین روز - جشن فروردینگان

 

 

 

۱۹ فروردین، فروردین روز - جشن فروردینگان

 

 

 

 

 

19 فروردین، ‌جشن فروردینگان
می‌دانيم در آيين مزديسنی وقتی نام ماه و روز با هم موافق می‌افتد آن روز را جشن می‌گيرند. روز نوزدهم فروردين ماه که فروردين روز نام دارد از جمله آن است و آن را جشن فروردينگان يا فروردگان می‌گويند.‌ اين جشن نيز همان طور که از اسمش پيداست به فره وهر درگذشتگان پاک تعلق دارد و به ياد روان آنان می‌باشد.

 

 

 

 زرتشتيان عموما از بزرگ و کوچک در اين روز به پرستشگاه می‌روند، ‌اوستا می‌خوانند و به عبادت خدا می‌پردازند و برای شادی روان درگذشتگان جهت ساختمان‌ها‌ی همگانی و رفع احتياج نيازمندان با دادن پول يا مساعدت‌ها‌ی ديگر اقدام لازم را به عمل می‌آورند.‌ نظير اين جشن در اديان ديگر نيز وجود دارد و آنرا جشن اموات می‌گويند.‌ در نزد هندوان ستايش نياکان (pitara) شبيه فروردگان ايرانی می‌باشد.

 

 

 

رمها نيز ارواح مردگان را به اسم مانس، پروردگارانی تصور کرده و فديه تقديم آنها می‌نمودند و عقيده داشتند روح پس از به خاک سپردن بدن به يک مقام بلند می‌رسد و هر چند آرامگاه آنان در زمين است ولی قادر است در روی زمين نفوذ و تسلطی داشته باشد و به واسطه فديه و قربانی، توجه او را از عالم زبرين به سوی خود می‌کشيدند.‌ ماه فوريه در قبرستان‌ها‌ عيدی برای مردگان می‌گرفتند و نياز می‌نمودند. در جشن فروردينگان پارسيان هند به آرامگاه می‌روند و در معبد آنجا چوب صندل بخور می‌دهند.

 


جشن فروردگان شبیه است به عيد. (taussaint)نزد عيسويان کاتوليک،‌ اول ماه نوامبر عيد اموات شمرده می‌شود.‌ در آن روز  از درگذشتگان ياد نموده و مزار آنان را با گل می‌آرايند. زرتشتيان ايران در جشن فروردگان به آرام گاه درگذشتگان می‌روند و اوستا می‌خوانند و احسان و انفاق می‌کنند و بوهای خوش به آتش می‌نهند و هفت جور ميوه خشک از قبيل خرما، ‌انجير،‌ سنجد، کشمش و غيره-  که در اصطلاح «لرک» نام دارد- تهيه می‌بينند و موبد بر آنها اوستا می‌خواند و پس از خواندن اوستا که در واقع تبرک می‌شود بين مردم تقسيم می‌کنند. علاوه بر لرک «ميزد» نيز برای انجام مراسم آماده می‌شود.‌ «ميزد» عبارت است از ميوه‌ها‌ی تر و خوراکی‌ها‌يی است که برای تشريفات آفرينگان گذارده می‌شود.‌

 

 

 

در اين روز نان مقدس هم که «درون» نام دارد (در اوستا دره ئونه) می‌آورند و به مردم می‌دهند و علاوه بر اين نان ديگری که از روغن کنجد درست می‌شود و نان گرد است و به «سورک» معروف است آماده می‌نمايند. «سورک» مانند نان روغنی است که مسلمانان در جمعه آخر سال درست می‌کنند و مخصوصا در قبرستان می‌برند و به مردم می‌دهند.‌ در اين روز معمولا قسمتی از فروردين يشت و همچنين نمازهای ديگر را که به آفرينگان اردا فروش يا فروردينگان و آفرين بزرگان معروف است می‌سرايند.‌ در اين جا لازم است ياد آور شويم موبدان و ساير زرتشتيان پيش از خواندن آفرينگان يا قسمتهای ديگر اوستا آداب طهارت به جا می‌آورند يعنی وضو می‌گيرند و دست و صورت می‌شويند که در پهلوی «پادياب» گفته می‌شود.‌
جشن فروردينگان بر تمام ايرانيان فرخنده باد و روان درگذشتگانتان شاد باد.

شعری از محمد علی بهمنی

 

با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام

 طاقتِ فرسوده گیم هیچ نیست
در پیِ ویران شدنی آنیم


دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام

آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه ی توفانی ام

ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی ام

حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی ست که بارانی ام

حرف بزن حرف بزن سالهاست
منتظر لحظه ی توفانی ام

خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه می دانی ام؟

ها ... به کجا می کشی ای خوب من! ؟
ها ... نکشانی به پشیمانی ام