به نام خدا

شرح غزل حافظ- سال چهارم متوسطه                                            

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات -  بحرمضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور

1-خرّم = سرسبز،شاد وشاداب    /   فروغ = پرتو، نور    / کنایه از شادابی ونشاط چهره است./ لاله‌زارعمر = اضافه تشبیهی ومراد دوره جوانی است  -  )تشبیه بلیغ اضافی)/ لاله زار :کشتزار لاله/  گل روی = اضافه تشبیهی    -   تشبیه بلیغ اضافی/  بهار = شکوفه ، بهارنارنج =شکوفه نارنج،/ بهار عمر : شکوفه درخت زندگی  در این جا معنی می دهد،استعاره مکنّیه/  فروغ  واژه فارسی است و چون در فارسی«غ» نداشته‌ایم اصل آن«فروز» بوده به معنی نور و روشنایی ، حافظ جاهای دیگر هم «فروغ چهره» را آورده است:

این همه عکس می و نقش نگارین که نمود  /  یک فروغ رخ ساقی ست که در جام افتاد  «یا»

هر دو عالم یک فروغ روی اوست       / گفتمت پیدا و پنهان نیز هم

  معنی بیت : ای کسی که از پرتو تو چهره ی تو لاله زار زندگی ، سبز وخرّم شده است، باز گرد که جدا از

گل رخسار تو شکوفه زندگی من پژمرده شده است وبرگ وبارش فرو ریخته وپراکنده گردیده است.

2-سِـرَشک = اشک   /سرشک چوباران= تشبیه /بین«دیده» و«سرشک» تناسب/  که =حرف تعلیل است ، زیرا که/ بین«باران» و «برق» ایهام تناسب (مراعات النظیر) است/«ت» در غمت مضاف الیه/روزگار عمذر چو برق بشد تشبیه/بشد به معنی برفت /

  معنی بیت : اگر از چشم همچو  باران اشک بباردجایز ورواست زیرا عمر من مانند برق در غم عشق تو سپری گردیده است.

3- دم = کنایه از لحظ  کوتاه وعمرکوتاه/ دیدار =ملاقات/ واج آرایی «ک»/مهلت = فرصت «کار» اولی به معنی خواسته و آرزو و منظور کار عشق و عاشقی و همان دیدار است و «کار»دوم به معنی سرانجام و پایان است / دریاب  کار ما:  كار ما را درياب ، به كار ما عنايتي كن، دل مارا به دست آر/. 

معنی بیت:این چند نفسی که فرصت ملاقات میسر است ، دل ما را بجوی وبه دست آور وبه کار ما عنایتی کن که پایان کار زندگی ما معلوم نمی باشد./

4- صبوح =شراب صبحگاهی،هر نوشابه به ویژه باده ای که صبح بنوشندودر دیوان حافظ بارها به صورت صبوحی به کار رفته است  /  شَکَرخواب = خواب شیرین،خواب خوش   /هان = آگاه باش/ در رابطه با«صبوح» گفتیم که همان «ثلاثه غسّاله»است یعنی سه جام شراب که صبح می‌نوشند : اولی برای رفع خمار دوشین ، دومی برای شستشوی معده و سومی برای شادابی و سرمستی ، در مقابل آن «غبوق»داریم به معنی شراب شامگاهی/. «هان» همان هشیار باش است که برای تأکید آمده/ . اختیار :بر گزيده  و در اصطلاح نجوم به بهترين وقت براي انجام كارهايي مثل سفر و عروسي گفته مي شود،اختیار مصدر(اسم) است که به صورت صفت (برگزیده)به کار رفته است،صفت جانشین موصوف. ،اختیار عمر: بخش گزيده عمر ، اوقات مساعد، امكان انتخاب خوب وبد زندگاني ومنظور از دوران جوانی است/مفهوم بیت: گذشت عمر/

 معنی بیت : تا کی به نوشیدن شرابخواری صبحگاهی و خواب خوش بامدادی می پردازی ، زنهار به هوش باش که بخش برگزیده زندگانی که ایام جوانی است سپری گردیده است.

5- دي =دیروز، روز گذشته/ دی در گذار بود ،نهاد معشوق  /گذار = در مصرع اول به معنی محل گذر ،

کوچه  ودر مصرع دوم به معنی  گذران و گذشتن است در این بیت«عمر» ایهام دارد : 1- زندگی و روزگار 

2- معشوق ، هنوز هم به عزیزان و کسانی که خیلی دوستشان داریم می‌گوییم : «عمرم»/دل مجاز از انسان/

معنی بیت: دیروز معشوق در کوچه از کنار ما  می‌گذشت و به ما توجّهی نکرد ، به حال دل بیچاره ما بنگر که از گذشت زندگی هیچ آسایشی وخوشی ندید.

6- خیل =گروه اسبان ، گروه ، سواران هم معنی می‌دهد، در اینجا انبوه /  حوادث = رویدادهای ناگوار / خیل حوادث :سپاه رویدادها،دام پنهانی،تشبیه بلیغ اضافی/  عنان‌گسسته = افسارگسیخته ، بی‌مهار ، تند و سریع  /«سوار عمر» اضافه تشبیهی است یعنی عمر به سوار بر اسب بدون لگامی تشبیه شده که تند و سریع می‌گذرد /خیل،عنان،سوار ودواند تناسب/

  معنی بیت : انبوه رویدادهای ناگوار از هر طرف در کمین جان انسان پنهان شده اند  به همین خاطر است که عمر همچون توسن افسار گیسخته‌ای شتابان می‌تازد تا حوادث بر او دست نیابند.

7- فراق = جدایی / «عمر» در مصرع اول ایهام دارد1-زندگی و حیات  2- معشوق ./ در حدیثی از معصوم آمده‌است که زمانی را که صرف رسیدگی به خویشان و صله‌ی رحم می‌کنیم جزء عمر حساب نمی‌شود ، حافظ هم در اینجا می‌گوید زمان فراق از معشوق جزء عمر حساب نمی‌شود/

معنی بیت:عمر واقعی من که ایام وصال بود به پایان رسید اکنون در فراق چون صورت بی جانی شده ام واز این در شگفت وتعجب مباش زیرا روز جدایی را نمی توان جزو عمر به حساب آورد.

8-سخن = استعاره از شعر صفحه‌جهان = اضافه تشبیهی ،بعضی اضافه استعاری گرفته‌اند،پهنه‌ی گیتی /  نقش  = اثر ، تصویر ، در اینجا استعاره از شعر ونوشته است ، نقش در قدیم یکی از انواع تصنیف ها را نقش می گفتند.یک قطعه موسیقی بی کلام یا با کلام وتوصیفی است که در هر دستگاه یا مقامی اجرا می شود./نقش ایهام:1-تصویر  2- موسیقی/ نقش ، قلم وسخن  ،ایهام تناسب دارد./که  ،بیان علت/

معنی بیت : ای حافظ شعر بگو که تنها چیزی که در پهنه ی جهان به عنوان یادگاری از تو باقی می ماند همین آثاری است که از خود به جا گذاشته ای.

شکسپیر« هم می‌گوید  » :شعر من به رغم روزگار  / در روزگاران آینده می‌ماند  /  تا تو را ستایش کند.

تهیه کننده : غلامرضا هاتفی  دبیر ادبیات ناحیه ۲ یزد