درخت گيسو
     درس هفتم ادبيات فارسي 2، بند هشتم چنين است:

     " غلام شما محمد تقي مال آورده؛ زير درخت گيسو منتظر ما نشسته. يك جوالِ پر بابت كرايه مي گيرد."

      در کتاب سووشون اثر سیمین دانشور ص 276  آمده است: "زری بلند شد و نشست و گفت: زیر درخت گیسو ایستاده بودم و برای سیاوش گریه می کردم حیف که من گیس ندارم وگرنه گیسم را می بریدم و مثل آن های دیگر به درخت آویزان می کردم."در ص 277 :"زری توضیح داد: اول بار که درخت گیسو را دیدم از دور خیال کردم درخت مراد است و لته ی کهنه سیاه و زرد و قهوه ای به آن آویزان کرده اند. اما گیس زن های جوانی است که شوهرانشان جوانمرگ شده بود...یا پسرهایشان یا برادرهایشان."

 پس منظور از درخت گيسو درختی است که دختران جوان به علت از دست دادن شوهر یا وابستگان موهایشان را به آن می بستند.